تبليغاتX
یا محسن بن علی (سلام الله علیه)
عاشق خدا باش تا معشوق خلق شوی
اهنگ
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

آقامون دلبره ماهارو می خره کربلا می بره    با اون نسیمش که داره بوی گل یاس

 

آقامم می دونه می خونم مستونه مثل یک دیوونه    میون بین الرحرمین روضه عباس

 

کاش دلامون دوباره باز بشه هوایی         کاش مدد بی بی بشیم کرب و بلایی

 

کربلا کربلا... کربلا کربلا یا ثارالله .... کربلا کربلا... کربلا کربلا یا ثارالله

 

امیر با وفا دلبر با صفا یل کرب و بلا           عباسه و عشق گل و سنم میاره

 

پیش صبر و وفاش پیش عشق و صفاش پیش نو و ضیاش عالم و آدم به خدا که کم میاره

 

باز دل من کرده هوای کوی دلبر                باز می زنم دیوونه وار به سیم آخر

 

کربلا کربلا... کربلا کربلا یا ثارالله .... کربلا کربلا... کربلا کربلا یا ثارالله

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

جانتان از شمیم علوی سرمست

دلتان به نسیم حیدری خرم

غنچه شادیتان همیشه شکوفته

میلاد مولود کعبه حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام)  مبارک باد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

همه امامان شيعه در برابر ستمى كه در باره حضرت زهرا سلام الله عليها انجام شد، حساس

 بودند و به مناسبت هاى مختلف خشم خود را از اين قضيه ابراز مى كردند. زكريا بن آدم مى گويد:

خدمت حضرت رضا عليه السلام نشسته بودم كه امام جواد عليه السلام را پيش او آوردند.

 پس آن حضرت از چهار سال كمتر بود. حضرت جواد عليه السلام دستهايش را بر زمين نهاد، سرش

 را به طرف آسمان بلند كرد و در فكرى عميق فرو رفت. امام رضا عليه السلام فرمود: جانم فدايت چر

ا در فكرى؟ امام جواد عليه السلام فرمود: به آنچه در باره مادرم زهرا سلام الله عليها انجام

شد، مى انديشم. به خدا سوگند، حق قاتلانش آن است كه اگر دستم به آنها برسد، آنان را سوزانده،

 تكه تكه كنم وريشه شان را بركنم. در اين هنگام، امام رضا عليه السلام او را در آغوش كشيد، ميان

 دو چشمش را بوسيد و فرمود: پدر و مادرم فدايت، به راستى كه تو لايق امامت شيعه هستى.

                                                                 التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

جانها به فدایت یا صاحب الزمان

ای که گفتی دردمندان را مداوا می کنی      ما که مُردیم، پس چرا امروز و فردا می کنی؟

یا بکُش یا دانه ده یا از قفس آزاد کن            تا به کی جان دادن ما را تماشا می کنی؟

  

 

ساقی و مطرب و مِی جمله مهیاست         ولی عیش بی یار مهیا نشود، یار کجاست؟

 

امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداه :

اگر چنانچه شیعیان ما که خداوند بر انجام طاعت خویش آنها را موفق گرداند،

در راه وفای به عهد و پیمانی که بر دوش دارند همدل می شدند،

میمنت دیدار ما از ایشان به تاخیر نمی افتاد

و سعادت دیدن ما زودتر نصیبشان می شد.

بحارالانوار، ج۵۳، ص ۱۷۷

 

پروردگارا

 

این چشمهای مشتاق رو به جمال نورانی حضرتش روشن کن

و بقیه دوران غیبتش رو به ما ببخش.

 

بار الها،

تقوای کافی!

وَرَع(پرهیز جدی از گناه)!

و توجه جدی به حضرت صاحب(روحی فداه) عنایت بفرما.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

و جعلنا من اعوانه و انصاره

و خیر شیعته و محبیه

و المجاهدین معه و المستشهدین بین یدیه 

التماس دعا

         یا محسن بن علی (سلام الله علیه)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

                                                      

 بسمی تعالی

ضمن عرض تبریک  به مناسبت فرا رسیدن ولادت با سعادت ابن الرضا امام جواد(ع)وشش ماهه حسین حضرت علی اصغر(ع) مراسم جشنی برگذار میگردد. سخنران:حجت الاسلام والمسلمین سید جواد حائری وبا مداحی برادر سید امیر حسن حسینی  ..... زمان۲ مرداد ماه ۱۳۸۶ مصادف با روز سه شنبه بعد از نماز مغرب وعشا.....مکان: ۴۵ متری صدوق  کوچه ۵۰ منزل اقای منصوری   .......التماس دعا

                                     هئیت شیفتگان حضرت محسن (سلام الله علیه) قم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

عروج ملکوتی علم ربانی یار ویاور امام خمینی و مقام معظم رهبری و مجاهد نستوه حضرت آیت الله مشکینی را به حضرت بقیه الله، مقام معظم رهبری و مردم ولائی و شریف ایران اسلامی تسلیت عرض می نمائیم وبرای آن مغفور علو درجات و برای بازماندگان آن حضرت صبر و مسئلت از خداوند متعال خواستاریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 


دعای عهد

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام.

درباره دعای عهد

از امام صادق(ع) نقل شده است هر کس ۴۰ صباح بخواند از یاوران حضرت مهدی (عج) باشد و اگر پیش از ضهور آن حضرت بمیرد خدا او را از قبر بیرون آورد تا در خدمت آنحضرت باشد و به هر کلمه هزار حسنه او را کرامت فرماید و هزار گناه از او محو نماید.

دوستان افراد زیادی بودند که با این دعا متحول شده اند. باشد که ما هم از آن دسته باشیم .

قسمتی از اول دعا :

اَللّهُمَّ رَبَّ النُّور العَظيِم، وَ رَبَّ الکُرسِیِّ الرَّفيع، وَ رَبَّ البَحرِ المَسجُور .....

التماس دعا...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

زيارت امام رضا عليه السلام

بسم اللّه الرحمن الرحيم
اللّه اكبر اللّه اكبر اللّه اكبر و الحمدللّه كثيرا و سبحان اللّه بكره و اصيلا الحمدللّه على هدايته لدينه و التوفيق لما دعا اليه من سبيله اللهم انك اكرم مقصود و اكرم ماتى و قد اتيتك يا الهى متقربا اليك بابن بنت نبيك محمد صلواتك عليه و اله اللهم فلا تخيب سعيى و لاتقطع من فضلك رجائى و اجعلنى عندك وجيها فى الدنيا و الاخره و من المقربين برحمتك يا ارحم الراحمين .

اذن دخول دوم

الحمدللّه الذى هدانا لهذا و ما كنا لنهدى لولا ان هدانا اللّه لقد جائت رسل ربنا بالحق فقلت يا ايها الذين امنوا لاتدخلوا بيوت النبى الا ان يوذن لكم فها انا ذامستاذنك و مستاذن رسولك صلواتك عليه و اله ء ادخل يا اللّه ء ادخل يا رسول اللّه ء ادخل يا امير المومنين ء ادخل يا مولاتنا فاطمه الزهراء سيده نساء العالمين ء ادخل يا مولانا حسن بن على ء ادخل يا مولانا محمد بن على ء ادخل يا مولانا جعفر بن محمدء ادخل يا مولانا موسى بن جعفرء ادخل يا مولانا على بن موسى الرضاء ادخل يا مولانا محمد بن على ء ادخل يا مولانا على بن محمد ء ادخل يا مولانا حسن بن على ء ادخل يا مولانا حجه بن الحسن صاحب الزمان ء ادخل يا ايتها الملائكه الموكلون المقيمون المحدقون الحافظون فى هذا الحرم الشريف المبارك و رحمه اللّه و بركاته .

چون داخل شوى بايست و بگو:

بسم اللّه و باللّه و فى سبيل اللّه و على مله رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله اشهد ان لا اله الا اللّه وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل على محمد و ال محمد.

زيارت پيش روى مبارك

السلام عليك ايها الامام الغريب السلام عليك ايها الامام الشهيد السلام عليك ايها الامام المعصوم السلام عليك ايها الامام المظلوم السلام عليك ايها الامام المغموم السلام عليك ايها الامام الهادى و الولى المرشد ابرء الى اللّه تعالى من اعدائك و اتقرب الى اللّه تعالى بموالاتك السلام عليك و رحمه اللّه و بركاته .

زيارت پايين پاى مبارك

صلى اللّه عليك يا مولاى صلى اللّه عليك يا مقتداى صلى اللّه على روجك الطيب و جسدك الطاهر و بدنك الزكى صبرت و احتسبت و انت الصادق المصدق قتل اللّه من قتلك و لعن اللّه من ظلمك بالايدى و الالسن عليك منى سلام اللّه يا مولاى و ابن مولاى كن شفيعى و شفيع و الدى بحقك و بحق جدك و ابائك الطيبين الطاهرين المعصومين و رحمه اللّه و بركاته .

امسال هم آقا علی بن موسی الرضا (علیه السلام)مدد کرد

وما هئیت شیفتگان حضرت محسن (علیه السلام) عازم مشهد الرضا (ع)

هستیم . . .                 التماس دعا

                           یا محسن (سلام الله علیه) 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

ولادت سفیرالله ، مصباح الهدی ، سفینة النجاة ، سید الشباب اهل

 الجنة ، پادشاه کشور عشق ، حضرت اباعبدالله الحســین (ع) و

علمدار دشت کربلا ، باب الحوائج ، قمر منیر بنی هاشم ، حضرت

اباالفضل العباس (ع) و سیدالساجدین ، حضرت علی بن حســــین

(ع) را خدمت همه دوستداران آل الله تبریک می گویم ..

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

  السلام علیک ایها  الرحمه الواسعه .

 ان رحمه ربکم و سعت کل سی و انا تلک الرخمه .

   اللهم هب لنا رافته و رحمته و دعا ء ه و خیره .

       و اشفق علیهم من آبائهم و اماتهم .

انکاه که هستی آفرین گل آدمی به سرشت و فرزندان آدم بر زمین منزل گزیدند تبار او با گذشت روزگار رو به فزونی نهاد اما در این میان ایزد دادار نیکان و پاکان خود را از بین همین مردمان برگزید تا دستگیر خلقش بوده و آنان رهنمون گر راه هدایت باشند که از این میان این نیک مردان گل سر سبد هستی را به عنوان آخرین هدایتگر خود بر مردمان قرار داد که سلسله جنبان راه هدایت تا همیشه روزگار باشد . پس از افول زندگانی پر از نور آن چراغ هدایت راه نجات به دست سکان داران کشتی نجات سپرده شد . دوازده ستاره پر که به نوبت در ظلمت نمایانگر راه نجات و هدایت و سیراب گر تشنگان  معرفت بودند . افسوس که شب پرهّ ها را تاب نور افشانی خورشید نبود و هر از چندگاهی چراغی را خاموش کرده تا دوازدهمین نور روشنگر خدایی به خواست پروردگار در پس ابر نهان شد تا تشنگان را چنان نیاز افتد که چون ماهی بیرون افتاده از آب برای وصالش بی تاب و بی قرار شوند و مشتاقانه چشم بر پدیدار شدن او داشته باشند تا به راستی و پاکی او را یاری کرده و گردن اطاعت بر او فرود آورند .

دریغا !! در گوش ما همواره از قهر مهدی (ع) گفته اند  و ما را از شمشیر و جوی خون او ترسانده اند و از مهر و عشق او به انسانها و تلاش و فریاد رسی او به عاشقان ، منتظران خود کمتر گفته اند ! هیچ کس به ما نگفت اگر او بیاید  ، فقیران را دستگیری ، بی خانمان ها را سامان ، بی کسان را همدم  ، غافلان را تذکر ، گم گشتگان را راه  ، دردمندان را درمان و در یک کلام  خاک نشینان را تاک نشین خواهد کرد .

قهر او نیز جلوه محبت اوست . چه این قهر بر جماعتی اندک و ناچیز از معاندان و نژاد پرستانی خواهد بود که علی رغم رشد فکری انسانها در آن عصر  و هدایت ها و معجزات آن حضرت  و نزول مسیح (ع) از آسمان و اقتدایش به وی باز هم به او کفر می ورزند و حکومت عدل اش را گردن نمی گذارند و در زمین فساد می کنند .

                                                                             التماس دعا . . .      

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

دل مـن غـصـه نـخـور یه روز آقاتو می بینی         مـیـری تـا کـربـلا کـنـار اربـاب مـی شـیـنـی

مـــیــدونــم عــاشــق یــل ام الــبــنــیــنــی

دل مـــن، دل مـــن، چــرا شــدی دیـــوونــه          دل مـــن، دل مـــن، بـــی خـــیــال زمــونــه

اربــاب مــیـدونـی کـه از تـو دارم مـیـخـونـم           مــیــخــوام ســگ تــو و زیــنـب تـو بـمـونـم

چــی مــیـشـه یـه شـبـی بـریـم آقـا کـربـلا          بــرا ســیــنــه زدن جــای مــا تـنـگـه ایـنـجـا

نــصــیــب مــا شــده طــعـنـه ی اهـل دنـیـا

آقـاجـون، آقـاجـون، عـمریه چشم به راهتم      آقـاجـون، عـاشـق، خـــــاک کـــــربــــلاتــــم

اربــاب جــوونـیـمـو نـذر چـشـات مـی کـنـم          جــونــم رو بــخــوای آره فــدات مــی کــنــم

اربـاب مـیـدونـی چـقدر تو رو من میخوامت        مـن رو سـیـه ام و امـا بـازم دوسـت دارمت

فقط برا عشق حسین(ع)       

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

نگاهی بر زندگى حضرت هادى  (ع)

شهادت امام هادی علیه السلام

ويژگي‌هاى زندگى امام هادى عليه السلام

مقام امامت، بعد از امام جواد عليه السلام به پسرشان ابوالحسن، امام على بن محمّد عليه السلام رسيد؛ زيرا همه خصلت‌هاى امامت در او جمع بود و وجودش سرشار از فضايل و مناقب بود و هيچ كس جز او نبود كه مقام پدرش به او ارث برسد، به علاوه پدرش امام جواد عليه السلام با تصريح و با اشاره، امامت و جانشينى آن حضرت را بعد از خودش بيان فرمود.

مادر گرامى آن حضرت، "سمانه مغربيه" نام داشت كه از زنان فاضله عصر خود بود و بسيار روزه مستحبى مى‏گرفت.

امام هادى عليه السلام در وصف مادر گرامى خويش فرمودند: "مادرم آشنا به حق من و از اهل بهشت است . شيطان به او نزديك نمى‏شود و آزار ستمگران به او نمى‏رسد و خداوند حافظ او است.

امام هادى عليه السلام در روستايى به نام "صريّا " نزديك مدينه در نيمه ماه ذيحجّه سال 213 هجرى، چشم به اين جهان گشود و در "سامرّا " در سوم ماه رجب در سال 254 هجرى در حالى كه 41 سال و چند ماه از عمرش مى‌گذشت، چشم از جهان فروبست و به شهادت رسيد و پیکر مطهّرش در همان خانه‌اى كه سكونت داشت، به خاك سپرده شد.

متوكّل (دهمين خليفه عبّاسى) آن حضرت را به وسيله "يحيى بن هرثمة بن اعين" از مدينه به شهر "سامرا " احضاركرد و آن حضرت در سامرا سكونت نمود تا به شهادت رسيد.

مدّت امامت آن حضرت 33سال بود.

مادر گرامى آن حضرت، "سمانه مغربيه" نام داشت كه از زنان فاضله عصر خود بود و بسيار روزه مستحبى مى‏گرفت .

امام هادى عليه السلام در وصف مادر گرامى خويش فرمودند: "مادرم آشنا به حق من و از اهل بهشت است . شيطان به او نزديك نمى‏شود و آزار ستمگران به او نمى‏رسد و خداوند حافظ او است .

نام امام دهم ،"على" و كنيه آن حضرت "ابوالحسن ثالث" است ("ابوالحسن ماضى" نيز گفته شده است) . مشهورترين القاب ايشان "هادى" و "نقى" است .

از آنجا كه ايشان و فرزندشان امام حسن عسكرى - عليهماالسلام- در محله‏اى از سامرا به نام "عسكر" (يعنى لشكر و سپاه) سكونت داشتند (و در حقيقت تحت نظر بودند)، به آن دو بزرگوار لقب "عسكرى" نيز داده بودند .

 

دو نمونه از فضايل و دلايل امامت حضرت هادى عليه السلام

1- «اسماعيل بن مهران» مي‌گويد: هنگامى كه بار اوّل، امام جواد عليه السلام از مدينه به سوى بغداد مى‌رفت، هنگام خروج، به او عرض كردم: فدايت گردم! من در مورد اين سفر تو ترسان و نگرانم، امر امامت بعد از تو از آن كيست؟

آن حضرت خندان به من توجّه كرد و فرمود: "آن كه تو گمان كرده‌اى (شهادت) در اين سال رخ نمى‌دهد. "

هنگامى كه معتصم عباسى (هشتمين طاغوت عباسى) آن حضرت را از مدينه به بغداد طلبيد، هنگام خروج آن حضرت از مدينه به حضورش شتافتم و عرض كردم: فدايت گردم! تو مى‌روى، بعد از تو به چه كسى مراجعه كنيم؟ (امامِ بعد از تو كيست؟) آن بزرگوار گريه كرد به طورى كه محاسنش از اشك چشمش، تَر شد، سپس به من رو كرد و فرمود: در اين سفر، نگرانى و خطر وجود دارد  «اَلاَْمْرُ مِنْ بَعْدِى اِلى ابْنِى عَلِي؛ مقام امامت بعد از من با پسرم على (امام هادى عليه السلام) است.

نام امام دهم ،"على" و كنيه آن حضرت "ابوالحسن ثالث" است ("ابوالحسن ماضى" نيز گفته شده است) . مشهورترين القاب ايشان "هادى" و "نقى" است .

2- " خيرانى" مى‌گويد پدرم مى‌گفت: من ملازم و خدمتكار خانه امام جواد عليه السلام بودم كه آن حضرت مرا بر آن گماشته بود، احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى (از شيعيان) هر شب هنگام سحر نزد من مى‌آمد تا حال امام جواد عليه السلام را كه بيمار و بسترى بود، بپرسد و گاهى "خادم مخصوص" حضرت جواد عليه السلام كه بين او و (پدر) خيرانى رابطه برقرار بود و پيام (خصوصى) امام جواد عليه السلام را براى او مى‌آورد و پيام او را نزد امام جواد عليه السلام مى‌برد، نزد (پدر) خيرانى مى‌آمد، احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى بلند مى‌شد و مى‌رفت و آن خادم مخصوص، با (پدر) خيرانى خلوت مى‌كرد (و بين آنان به طور خصوصى، سخنانى ردّ و بدل مى‌شد).

پدر خيرانى مى‌گويد: يك شب آن خادم مخصوص، از حضور امام جواد عليه السلام بيرون آمد و احمد بن محمد بن عيسى (طبق معمول) برخاست و چند قدم رفت و خادم مخصوص با من خلوت كرد و با من همسخن شد، احمد كمى بازگشت و نزديك ما ايستاد به طورى كه سخن ما را مى‌شنيد، خادم مخصوص به من گفت آقايت (امام جواد) سلام مى‌رساند و مى فرمايد:

«اِنِّى ماضٍ وَالاَْمْرُ صائِرٌ اِلَى ابْنِى عَلِىٍّ ... ؛ من از دنيا مى‌روم و امر امامت به فرزندم على انتقال مى‌يابد و او بعد از من، همان حق را بر شما دارد كه من بعد از پدرم، آن حق را بر شما داشتم. »

شهادت امام هادی علیه السلام

سپس خادم مخصوص رفت و احمد بن محمّد اشعرى، نزد من آمد و گفت: خادم مخصوص به تو چه گفت؟

گفتم: خير است .

گفت: " آنچه را به تو گفت، من شنيدم" و شنيده خود را براى من بازگو كرد.

به احمد گفتم: خداوند اين كارى كه انجام دادى (سخن مخفى ما را شنيدى) بر تو حرام كرده و فرموده است: (وَلا تَجَسَّسُوا ...؛ تجسّس نكنيد .)

اينك كه (مرتكب حرام شدى و) سخن (مخفى خادم مخصوص) را شنيدى، آن را براى گواهى دادن در خاطره‌ات نگهدار، شايد ما روزى احتياج به اين گواهى پيدا كرديم و حتما از فاش ساختن آن بپرهيز تا وقتش فرا رسد.

پدر خيرانى در ادامه سخن مى‌گويد: وقتى كه صبح شد، آنچه را خادم مخصوص به من گفته بود (در مورد امامت حضرت هادى) در ده نسخه نوشتم و آنها را مُهر كردم و به ده نفر از بزرگان اصحاب و شيعيان دادم و به آنان گفتم: "اگر قبل از آن كه اين نسخه‌ها را از شما بخواهم، مرگ به سراغم آمد، شما آنها را باز كنيد و بخوانيد و مطابق آن عمل نماييد."

هنگامى كه امام جواد عليه السلام از دنيا رفت، از خانه‌ام بيرون نيامدم تا اين كه مطّلع شدم كه بزرگان شيعه در منزل "محمّد بن فرج " به گرد هم آمده‌اند و درباره مساله امامت گفتگو مى‌كنند و محمّد بن فرج براى من نامه‌اى نوشت و در آن نامه مرا از اجتماع بزرگان شيعه در نزدش آگاه كرده و يادآورى كرده بود كه اگر خطر فاش شدن در كار نبود، با هم نزد تو مى‌آمديم و دوست دارم كه سوار بر مركب شوى و خود را به من برسانى .

خادم مخصوص به من گفت آقايت (امام جواد) سلام مى‌رساند و مى فرمايد:

«اِنِّى ماضٍ وَالاَْمْرُ صائِرٌ اِلَى ابْنِى عَلِىٍّ ... ؛ من از دنيا مى‌روم و امر امامت به فرزندم على انتقال مى‌يابد و او بعد از من، همان حق را بر شما دارد كه من بعد از پدرم، آن حق را بر شما داشتم.»

پدر خيرانى مى‌گويد: سوار بر مركب شدم و خود را به خانه "محمّد بن فرج" رساندم، ديدم بزرگان شيعه در نزد او اجتماع كرده‌اند، درباره امامت "امام هادى" با آنان گفتگو كردم، ديدم اكثر آنان در اين باره در شك و ترديد هستند، به آن ده نفر كه نسخه‌ها را به آنان داده بودم و در مجلس حاضر بودند، گفتم : آن نسخه‌ها را بيرون بياوريد.

نسخه‌ها را بيرون آوردند. گفتم: همين مطلبى را كه در اين نسخه‌ها نوشته شده، من به آن مامور هستم و گواهى مى‌دهم .

بعضى از حاضران گفتند: ما مايل بوديم گواه ديگرى با تو وجود داشت تا گواهى تو را تأكيد و محكمتر مى‌كرد.

به آنان گفتم: خداوند، خواسته شما را برآورده كرده، اين ابوجعفر اشعرى (احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى) است كه در اينجا حاضر است گواهى مى‌دهد كه اين سخن مذكور در نسخه‌ها را (از خادم مخصوص) شنيده است .

حاضران، متوجّه احمد اشعرى شدند، از او خواستند گواهى دهد، ولى از گواهى دادن امتناع نمود.

پدر خيرانى در ادامه سخن مى‌گويد: من احمد اشعرى را به "مباهله" دعوت كردم، او از شركت در مباهله ترسيد و گواهى داد كه آن سخن را شنيده است و گفت: من گواهى مى‌دهم، ولى مى‌خواستم اين افتخار به يك فرد عرب برسد نه به من كه از عجم هستم، اما چون پاى مباهله به پيش آمد، ديگر راهى براى كتمان گواهى نمانده است، آنگاه همه حاضران در آن مجلس به امامت حضرت هادى عليه السلام اعتقاد پيدا كردند و رفتند.

روايات در اين خصوص بسيار زیاد است و ذكر آنها به طول مى‌انجامد. این که مهم است اين كه همه شيعيان بر امامت امام هادى عليه السلام اتفاق راى دارند و در آن عصر، كسى در برابر او ادّعاى امامت نكرد تا موضوع امامت را در دست انداز شبهه قرار دهد، و ما را از نقل نصوص ديگر به طور مشروح در مورد امامت آن حضرت ، بى نياز مى‌سازد.

بين امام هادى عليه السلام و متوكّل در سامرا، ماجراها و سرگذشت‌هاى بسيار رخ داد كه هر كدام نشانه آشكارى بر امامت آن حضرت بود که به همین مقدار کفایت می‌کنیم.

امام هادى عليه السلام ده سال و چند ماه در سامرا (دور از وطن و تحت نظر) بود تا جان به جان آفرين تسليم نمود و به شهادت رسيد.

   بچه های هیئت شیفتگان حضرت محسن (ع)                 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

   پرستوي رجب بالهايش را گسترانيد            به سوي مشرقها و مغربها

که « رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ »*

و در سايه سار آن ندايي بر آمد:

اين الرجبيون "

باشد تا با درك اوقات و لحظاتش بهوش باشيم

« و شايد هم بيهوش باشيم!!! »                   

تا اين سايه سار را به خنكاي

محفل بهشتيان

پيوند زنيم.                             

*  ( او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است‏!  ) سوره الرحمن آيه 17

  

         

                  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

        بسم رب شهدا

                                                              بال های خسته
                                                              پرهای شکسته
                                                              دل هایی خونین
                                                         سجاده های خاک گرفته

گله هایی در خواب
دل هایی گمشده
و مجالی که نیست !

گاز خردل
سرفه هایی سنگین
و یارانی که
هزاران سال بعد
طعمه باستان شناسانند

غربتی غریب
کوچه پس کوچه هایی دلتنگ
شهری دل مرده
با سنگفرشی اسیر
گرفتار بازندگانی
نا آشنا با زندگان

و شهدایی تفحص شده
که در معراج شهر
دلتنگ و بی قرار
رمل های فکه و قتلگاه و راه خون
و آرزویی غریب
که کاش تفحص نمی شدند

به حرف تو رسیدم 
ای دوست !

کاش تفحص نمی شدم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

دل از من برد و روی از من نهان کرد

خدا را با که این بازی توان کرد

شب تنهایی ام در قصد جان بود

خیالش لطف های بیکران کرد

شب اول عملیات والفجر 8 پیشروی بچه ها غیر قابل تصور بود صبح روز اول وقتی فرمانده گردان اعلام  کرد      که کنار جاده فاو بصره مستقر شده ایم ....  فرمانده لشکر باور نمی کرد !!!! گفت: همانجا باشید جلوتر نروید تا خودم بیایم ...

ساعتی طول نکشید که دیدیم برادر امین شریعتی (فرمانده لشکر 31 عاشورا بعد از شهید باکری)با دو تا   بی سیم چی اش از راه رسیدند تا با چشم خود ببیند که واقعا بچه ها کنار جاده رسیده اند !! .......

بچه ها با دیدن فرمانده لشکرشان در خط مقدم درگیری خیلی خوشحال شدند

.....

تازه مستقر شده بودیم که خبر آمد که خط اول در حال سقوط است.... بچه ها مهمات تمام کرده بودند....

عراقی ها که شب گذشته تا جایی که امکان داشت گریخته بودند حالا که فهمیده بودند چه بر سرشان   آمده و اگر پیشروی همینطور صورت بگیرد فاو را از دست خواهند داد برگشته بودند تا از دست داده ها را   پس بگیرند.

خود ما هم با اینکه در درگیری دیشب در مصرف مهمات صرفه جویی کرده بودیم، ولی وضع مهماتمان بهتر از بچه های خط اول نبود.

گویا قایق ها فقط توانسته بودند نیروها و مهمات را در ساحل اروند پیاده کنند، ولی هنوز خودرو یا وسایل موتوری که مهمات را به معرکه درگیری برساند هنوز به این طرف آب منتقل نشده بود. بچه های زخمی  کنار خاکریز مانده بودند و وسیله ای برای انتقالشان وجود نداشت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

                کاروان دل های عاشق . . .

    رفقام امام رضا (ع) رفتن و من نیومدم

    دعوتی کن سگی از قافله جا مونده رضا (ع)

قافله عشق سفر کرد و باز هم جاماندیم . . .

 اری جاماندم از ان همه عشق و صفا . . .       

 

   

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

 

 با اميد به آنکه تا رسيدن به خط سبز مهدويت؛ادامه دهنده خط سرخ حسينی باشيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

 در روزی که برای دادگاه عدل تو او را بر سر دست می آورند، در صحنه قیامت مرا از نزدیک شاهد ان محکمه فرما. من مشتاق دیدار روی محسنم. منتظر لحظه ای از قیامتم که او را (نعم الجنین) یاد کنی. دوست دارم به پای گنج علی علیه السلام در قیامت که محسن علیه السلام است بهشت را ببینم. دوست دارم ناظر تازیانه ای باشم که بر فرق قاتل محسن فرود می اید.                       

 خدایا، روزسرور من روزی است که فاطمه علیهاالسلام مسرور شود.

و روزی که ذلت دشمن زهرا علیهاالسلام را ببینم از عمق جان شادی خواهم کرد. 

  بهشت هم آنگاه لذت دیگری دارد . . . !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

 

کربلائی نشدم خجلت از این غم دارم

                                                                تا ابد در دل خود شور محرم دارم     

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

یا محسن

       ای جگر گوشه علی وفاطمه علیهما السلام

       و ای انتظار چشمان حسنین وزینبین علیهما السلام

گویید به پروانه:مگو بال و پرم سوخت      پروانه اگر سوخت پرش،من جگرم سوخت

ای خانه مکن شکوه تو از شعله آتش      پهلو تو مکن شکوه،که محسن پسرم سوخت

            بچه های هیئت شیفتگان حضرت محسن(ع)

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

 شبهای چهارشنبه بعداز نماز مغرب وعشا

به همراه سخنرانی ومداحی 

آدرس:۴۵متری صدوق ـ کوچه ۵۰ منزل آقای منصوری

 

                                              یا محسن (سلام الله علیه)

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت   توسط محمد حسن مدنی(سید)  |